حبیب الرحمن حکمتیار
Habiburahman Hekmatyar

موضع حزب اسلامى در رابطه به پروسه صلح و مذاكرات بين الافغانى

بازگشت
31 جوزا 1399           
Comment  0

بسم اللّٰه الرحمٰن الرحيم

حزب اسلامي افغانستان همواره بر استقلال و آزادى كشور، خروج بلاقيد و شرط نيروهاى اجنبى، خاتمه جنگ، تأمين صلح پايدار، مذاكرات صادقانه و كاملاً بين الافغانى بدون وساطت و حضور ديگران، مراجعه به آراء مردم و احترام به حق مسلم ملت در انتخاب زعامت كشور و سياستهاى داخلى و خارجى حكومت اصرار داشته و در مبارزه براى رسيدن به اين اهداف؛ از هيچ تلاش صادقانه و هيچ قربانى دريغ نه ورزيده.

در شرائط حاد و حساس كنونى كه ملت ما از يك سو با موج تازه جنگ، ترور، ناامنى، فقر، بيكارى، فساد و غارت بى سابقه در ادارات دولتى مواجه است و از سوى ديگر ويروس كورونا هر روز صدها قربانى از آن مى گيرد، و زمامداران حكومت بيمار و غرق در فساد؛ نه تنها از مقابله با اين پديده ها و مصيبتها عاجز و ناتوان اند؛ بلكه كمك هاى انسانى كشورهاى دوست براى مقابله با بحران كورونا را نيز غارت مى كنند؛ ما امروز بارى ديگر؛ و براى نجات كشور از اين وضعيت دردآورد؛ در كنار مردم مظلوم خود مى ايستيم و در پى اداء مسئوليتهاى ايمانى خود مى رويم و اعلان موضع مى كنيم:    

داكتر محمد اشرف غنى؛ به عنوان كسى كه معاهده صلح با حزب اسلامى را شخصاً و به حيث رئيس جمهور امضاء كرد؛ ملت و دنيا را بر آن شاهد گرفت؛ تا زمانى كه او و حكومت تحت زعامتش؛ بر تمامى تعهدات با حزب (به شمول رهايى تمامى زندانيان، ادغام مجاهدين، اسكان مهاجرين، جذب كوادر حزب در حكومت... ) عمل نكرده؛ ما در هيچ كارى كه تحت مديريت او و حكومتش انجام مى شود؛ شركت نمى كنيم.

در رابطه به صلح؛ در صورتى در مذاكرات شركت مى كنيم كه:

1.              حزب اسلامى به عنوان اپوزيسيون رسمى پذيرفته شود.

2.              شورى عالى صلح مركب از چهار جهت باشد: (سه تيم انتخاباتى و مجموعه رئيس جمهور قبلى)

3.              اين شورى در رابطه به تمامى مسائل مربوط به صلح؛ (چون تهيه طرح صلح، مديريت پروسه، تعيين هيئت مذاكره كننده و ... ) آخرين مرجع تصميمگيرى بوده و احدى صلاحيت ويتوى تصاميمش را نداشته و شرائط وضع نكند.

4.              اگر حكومت پيش شرطى از اين قبيل وضع كند كه با حكومت موقت موافق نيست؛ ما نه در شورى عالى مصالحه شركت مى كنيم و نه در هيئت مذاكره كننده؛ اين پيش شرط مانع اساسى در برابر صلح خواهد بود و شركت در مذاكرات؛ كارى عبث و بيهوده. 

5.              مذاكرات به گونه كامل و محض بين الافغانى بوده و هيچ جهت خارجى به عنوان وسيط، ناظر و ميانجى در آن شركت نكند.  

مشاركت حزب اسلامى در شورى عالى دولت مشروط به اين است كه:

1.              حزب اسلامى به عنوان اپوزيسيون حكومت؛ به شركت در آن دعوت شود.

2.              اين شورى؛ مقتدرترين و آخرين مرجع تصميمگيرى در قضاياى مهم ملى؛ چون جنگ، صلح، وضع سياستهاى مهم داخلى و خارجى، نظام آينده كشور، حضور نيروهاى خارجى و غيره باشد؛ نه شورى محض شكلى و مشورتى كه صلاحيت تصميم نهائى در اختيار ارگ باشد.

3.              شوراى عالى دولت مركب از چهار جهت باشد: (سه تيم انتخاباتى و مجموعه رئيس جمهور قبلى)

بايد گفت: سابقه شش ساله اين حكومت نشان داد كه:

·                 زمامدارانش به هر قيمتى مى خواهند در قدرت ابقاء شوند؛ براى رسيدن و بقا در قدرت از هيچ عملى شنيع و قبيح دريغ نمى ورزند، از فريبكارى و دروغگويى به مردم و دنيا تا عهدشكنى ها، قانون شكنى ها، اهانت و توهين به ارزشهاى دينى و ملى، از ترور شخصيتها، علماء، سياستمداران، خبرنگاران... تا انفجارات در مساجد و عمليات شبانه بر خانه ها و قريه ها، از تقلب شرم آور در انتخابات تا مصرف بيش از 400 مليون دالر پول ملت در كمپاين انتخاباتى، و سپردن قدرت به بدنام ترين و جنايتكار ترين افراد.

·                 در دو سال اخير اين حكومت؛ در حدود 1100 عالم و خطيب و شخصيتهاى جهادى در مناطق تحت سلطه دولت؛ در تمامى كشور و بيش از 80 نفر در كابل، پروان و كاپيسا ترور شده اند.

·                 مانع صلح است؛ هم در رابطه به صلح با حزب اسلامى و هم با طالبان، نتوانست ما فى الضمير خود را براى مدت طولانى پنهان كند؛ اخيراً با الفاظ صريح گفت: اشتباه داكتر نجيب (آمادگى براى استعفاء، انتقال قدرت به حكومت موقت و توافق با طرح مورد تأييد سرمنشى ملل متحد) را تكرار نخواهد كرد. اين در حالى كه جنگهاى 30 سال اخير؛ نتيجه كودتاى رفقاى جنگ طلب داكتر نجيب و مخالفت شان با حل مسالمت آميز بحران است؛ نه استعفاى نجيب كه اصلاً صورت نگرفت. 

·                 زندانيان حزب اسلامى را تا امروز و پس از سپرى شدن سه سال و هشت ماه از امضاء معاهده؛ رها نكرد، اگر فشار امريكا نبود؛ زندانيان طالبان را نيز رها نمى كرد.

در رابطه به امريكا:

·                 تجربه صلح با دولت تحت حمايت امريكا؛ نشان داد كه امريكا حتى بعد از مصالحه حزب اسلامى با دولت؛ و آمدن به كابل؛ در حالى كه حكومتى بر اين شهر تحميل شده بود كه اداراتش چون لانه هاى مار و گژدم؛ نه دوست از نيش آن مصون بود و نه دشمن، امريكا با وجود اين همه؛ دشمنى با حزب را كنار نگذاشت؛ به ادعاء تيم ارگ؛ در برابر تطبيق معاهده موانع ايجاد مى كرد، زندانيان حزب اسلامى را از گوانتانامو رها نكرد؛ در حالى كه زندانيان القاعده، داعش و طالبان را سالها قبل رها نمود، آخرين زندانى باقى مانده در گوانتانامو؛ فقط زندانى حزب است. واشنگتن در مورد طالبان سالها قبل از آغاز مذاكرات با اين گروه؛ اعلان كرد: طالبان در فهرست دشمنان ما نيستند، زعماء شان تحت تعقيب ما نمى باشند، نامهاى شان از فهرست سياه خارج شده!!! ولى نام حزب اسلامى؛ رهبر و اعضاء آن، تا امروز در فهرست سياه و هيټ ټارگيټ مانده... ما ناگزيريم پس از اين؛ سياستها و موضعگيرى هاى خود در رابطه به قضاياى داخلى و خارجى را با توجه به همين تصميم و اراده امريكا وضع كنيم.

·                 در حالى كه امريكا به خوبى مى داند كه افغانستان اكنون هيچ رئيس جمهور منتخب ندارد، كسى برنده انتخابات اعلان شده كه در نتيجه انتخابات پر از تقلب، استفاده سوء و بيدريغ از امكانات دولتى، جعلكارى هاى گسترده از سوى كمپنى درملوگ؛ به زحمت توانست از 35 مليون نفوس افغانستان 900000 رأى كسب كند، 80% اين آراء نيز جعلى و تقلبى است، كمپاين انتخاباتى اش و شركت مردم در جلساتش خيلى خيلى كمرنگ تر از مجموعه صلح و عدالت اسلامى بود؛ نتائج اين انتخابات را هيچ كانديد مطرح نپذيرفت، اما امريكا با استفاده از تهديد، فشار، تطميع؛ شركت در مراسم تحليفش؛ از او حمايت كرد و تيم ثبات و همگرايى را نيز آماده ساخت تا با ارگ كنار بيايد و تجربه ناكام حكومت وحدت ملى را تكرار كند. او در اصل رئيس جمهور منتصب از سوى پيتر پروگل سفير آلمان در كابل و كمپنى درملوگ است، نه رئيس جمهور منتخب از سوى مردم، ركوع شرم آور و تعجب آور او در برابر اين سفير المان؛ خود بر همين حقيقت صحه مى گذارد. اين ركوع شبيه به ركوع او در برابر جلسه حمايتى حاميان والى بلخ از اوست!!! با كمى تفاوت در اندازه انحناء!!!

·                 ما با اخذ قرضه از IMF نيز مخالفيم؛ آن را نه تنها صد در صد به ضرر ملت خود مى دانيم؛ بلكه معتقديم تمامى اين مبالغ به كيسه عده اى از دزدان نيكتايى پوش حاكم بر سرنوشت ملت ما مى ريزد. حكومتى كه تنها در وزارت ماليه؛ وزير، معين ها، رؤساء و ده ها مأمور عالى رتبه اش به اتهام خيانتهاى بزرگ مالى؛ از سوى ارگ مانع الخروج اعلان گرديده و به څارنوالى معرفى شده اند؛ آن هم بنابر فشار جدى حاميان بيرونى نظام؛ وضعيت خيانتها در بقيه اداراتش چگونه خواهد بود؟!! امكاناتى كه در اختيار چنين حكومتى قرار مى گيرد؛ شبيه سپردن گوشت به پشك هاى جنگلى براى نگهدارى است!!! به IMF گوشزد مى كنيم كه از اعطاء قرضه به اين حكومت خوددارى ورزد؛ در غير آن چنين معامله اى هيچ اعتبار و مشروعيت نخواهد داشت و پس از سقوط قريب الوقوع اين حكومت؛ ملت ما ملزم به پرداخت آن نخواهد بود.  

حزب اسلامي افغانستان

28 جوزاى 1399