حبیب الرحمن حکمتیار
Habiburahman Hekmatyar

دامن زدن به مسائل قومی ریشه داخلی دارد یا خارجی؟ حبیب الرحمن حکمتیار. بخش اول

بازگشت
24 جوزا 1398           
Comment  3

1-    آیا در طول تاریخ جنګ بین  اقوام در افغانستان بوده؟

2-     آیا جنګ با اشغال انګلیس از سوی یک قوم بود یا  اقوام مختلف برای ارزشهای که برای همه یکسان بود با اتحاد و یکپارچګی علیه اشغال انګلیس جهاد کردند؟

3-    آیا حبیب الله کلکانی وقتی  بر ضد شاه امان الله خان ایستاد،  قوت همه اقوام را با خود داشت یا خیر؟

4-    آیا جهاد افغانستان با شوروی و حاکمان کمونست وقت قومی بود؟

5-    جنګ های داخلی بعد داخلی و قومی داشت یا بعد سیاسی و خارجی؟

6-    آیا پیدایش طالبان و جنګهای آنان رنګ قومی داشت؟

7-    آیا جنګ ۱۸ ساله امریکا در افغانستان بعد قومی دارد؟

8-    آیا ذکر اینکه تذکره الکترونیکی و ذکر قوم در آن فاجعه رواندا در افریقا را تکرار می کند که در آن از دو قوم در مدت یک ماه بیش از هشت صد هزار نفر به قتل رسیدند و فاجعه آفریدند؟

9-    آیا درست است بګوییم که پشتونها حاکم بودند و اقوام دیګر به دلیل اینکه تاریخ پنچ هزار ساله داشتند و خود را با فرهنګتر می دانستند با حاکمیت پشتونها موافق نبودند و اختلاف اقوام از ابتدا به همین دلیل موجود بود؟

10-                      آیا نفوذ مردمی یک شخص در یک قوم خاص با توجه به شرایط عقب ماندګی افغانستان یک امر طبیعی است یا خیر و آیا همه رهبران فقط در یک قوم نفوذ دارند؟

11-                      کدام نوع اندیشیدن مفید است:

الف  -   انګیزه اینکه مسائل قومی دامن زده می شود و بعد خارجی در آن ملامت است

ب   -   یا اینکه آنرا عامل داخلی بدانیم.

 کدام نوع اندیشیدن  بحران را کمرنګ می کند و کدام یک بحران آفرینی می کند و فایده آن به کی می رسد؟

12-                      آیا زبان که وسیله افهام و تفهیم است معیار است تا به خاطر آن به اختلاف پرداخته شود؟

13-                      آیا اقوامی که در افغانستان زندګی می کنند چرا باید بسیار بد باشند ولی وقتی همین قوم در کشور همسایه نیز به تعداد کلانی موجود باشد بسیار قوم خوب است و بطور مسالمت آمیز با اقوام دیګر زندګی می کند و پیش می رود،  مثلا قوم پشتون،تاجک،هزاره،ازبک ،بلوچ و ترکمن که در کشورهای ترکمنستان،تاجکستان ،ازبکستان،ایران و پاکستان با جمعیت کثیری زندګی می کنند می توانند با اقوام دیګر به ګونه مسالمت آمیز زندګی کنند و در افغانستان ذات اینان آیا کلا متحول می شود و به موجود دیګر تبدیل می شوند و آیا در افغانستان انسان یک قوم ګرګ انسان در قوم دیګر می شود ؟! در حالیکه د کشورهای دیګر نیز یا در اقلیت یا در اکثریت همین اقوام زندګی می کنند ولی بسیار مسالمت آمیز و مسائل قومی هم مطرح نیست و همه به کشورهای خودشان وفادار نیز هستند.

14-                      آیا فرهنګ چندین هزارساله درد مارا دوا می کند؟ و آنکس که ادعا می کند فرهنګ پنچ هزاره ساله دارم و آنکس را که می ګوید ندارد آیا در این جغرافیای افغانستان که در آن زندګی می کنند باهم تفاوت های اخلاقی،عقلی،فرهنګی،عقیدتی،و... زیادی دارند یا تقریبا یکسان اند؟

15-                      آیا تغییر نام کشور ما را در صف کشورهای قدرتمند،خودکفا و مترقی قرار می دهد؟ یا ذکر این مطلب هدف دیګری را دنبال می کند؟

16-                      آیا با پافشاری بر این که کدام قوم اکثریت است و کدام نیست بحران حل می شود؟ یا رجوع به رأی مردم می تواند راه حل مناسب،عقلانی و منصفانه باشد.

این مسائل که به نظر من کشنده است و همچون ویروس در جامعه پخش می شود متاسفانه به نحوی به ذهن جوانان،محصلین و شاګردان افغان داده می شود تا در آینده باعث ایجاد فاصله هر چه بیشتر بین مردم افغانستان ګردد.

برای توضیح موارد فوق اندکی تشریحات زیر را لازم می دانم:

آیا برتری و فهم در نام ها و تاریخ چندهزار ساله است؟

قباله تاریخ پنج هزار ساله در جیب کسی نیست و  همچنان تاریخ پنچ هزار ساله عقل پنج هزار ساله به کسی نمی دهد و یا حداقل ما آن تفاوت را نمی بینیم .  در افغانستان همه اقوام با همان لباس،همان اخلاق، همان دانش و فهم یکسان زندګی می کنند،  در این سرزمین این مردم هزاران سال با هم زیست کرده اند و تاحال نیز با هم زیست دارند کسی ناګهان از آسمان چند صد سال قبل به صورت بارش نباریده بلکه همګان تاریخ یکسان دارند و حتی ریشه زبان شان تا هفتاد در صد یکی است.  ازبک ،تاجک،هزاره و پشتون تفاوت زیادی باهم ندارند، اینکه در یک قوم همګان افلاطون باشند و در دیګری همګان ملا نصرالدین درست نیست، و این هم قابل پذیرش نیست که در یک جغرافیا و تقریبا دیوار به دیوار زندګی کنیم اما یکی دارای تاریخ پنچ هزار ساله شود و آن دیګری محروم ماند!!!  اګر به بدخشان بروید و یا به خوست بروید مردم را تقریبا یکسان خواهی یافت. امریکا با تاریخ سیصد ساله اش بر دنیا حکومت می کند و از آنانی که ادعای تاریخ و فرهنګ پنج هزار ساله دارند بسیار پیشی ګرفته اند و شاید صدها سال پیشی ګرفته باشند، همچنان امارات متحد عربی در چند دهه ګذشته خود را به مرکز توجه تمام دنیا مبدل ساخت و تاریخ چند هزار ساله و جغرافیای وسیع نیز ندارد اما از هر ګوشه دنیا مردم به آنجا می روند و زندګی می کنند. امریکا از تمام نژادهای دنیا بوجود آمده است نه یک قوم ، یک سمت و یک زبان.پس مطرح کردن این مسئله ذاتا برای بوجود آوردن شکاف بین اقوام است نه برای همبستګی.بګذاریم رأی مردم سرنوشت مردم را تعیین کند. و این مسئله را داخلی نه بلکه خارجی بدانیم که برای افزایش و ګسترش بحران افغانستان آنرا مطرح می کنند با ادامه بحران در افغانستان منافع خود را پیش می برند.

در دنیای امروزی تنوع در زبان بسیار زیاد است به حدی که  هر ده کیلومتر بعد در زبان تغییر ایجاد می شود. همچنان باید دانست که زبانها روز و تاریخ تولد ندارند که ما انسانها سالروز تولد آنرا جشن بګیریم. و اینکه بګویند فلان زبان باعث پیشرفت ګشته و زبان دیګر سبب پست رفت بوده کاملا نادرست است، شاید در زبانی یادداشت های تاریخی به جا مانده باشد و شاید هم از زبانی به جا نمانده باشد و در جنګ ها و مصیبت ها از بین رفته باشد. ما وقتی از روابط بین الملل می خوانیم متاسفانه در تاریخ چند هزاره ساله تمام آسیا هیچ منابع دقیق در چګونګی شکل ګیری روابط بین دول ها را نمی یابیم و تمام توجه مان بسوی اروپا می باشد. نمی دانم این تاریخ پنچ هزار ساله در این مورد چرا سکوت کرده و تمام توجه اش به یاد داشت های یونان،روم و در مجموع به اروپا می باشد.

بسیار جالب است که ما در یک کشور کوچک و با اقوامی که دیوار به دیوار در کنار هم زندګی می کنیم یکی را پیشرفته و دارای تاریخ پنچ هزار ساله می دانیم و دیګری را پست رفته ،و از امریکایی که سیصد سال از تاریخ اش می ګذرد از همه چیز آن استفاده می کنیم،از تکنولوژی،فن آوری،علم،دانش،دولت داری،قانون سازی و فرهنګ و حتی به زبان انګلیسی صحبت کردن را درجه اعلای سواد و فخر می شماریم و خیلی موارد دیګر و جوابی هم نداریم که این تاریخ ما چرا جوابګو نیست؟! با شوخی باید بګویم که این هم شاید لازم باشد تا یک ماشین زمان ساخته شود و ما را به زمانهای ګذشته ببرد که آیا پنچ هزار سال پیش دراینجا کی ها زندګی می کردند تا این امتیاز را کسی دیګر نګیرد، شاید مشخص شدن آن  و این وراثت خیلی مهم باشد و عدم شناخت آن باعث ګشته عقب بمانیم!!

و اینرا هم باید دانست که مرزها در طول تاریخ بسیار تغییر کرده اند ، کشورهای جدید پدید آمدند و یا کشورهای جزء کشورهای دیګر شدند و اینکه بلاخره مرزها بعد از مدتی شکل ثابت اختیار کردند و نام کشورهای هم تغییر کرد.  جرمنی فقط از آن جرمن ها نیست اما برای همه اتباع آن این نام ارزش است و آنرا نشانه تعصب،ظلم ،استبداد نمی دانند. تاجکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، آذبایجان ،ترکیه،هندوستان، ارمنستان، و... ده ها کشور دیګر اتباعش فقط تاجک،ازبک،ترکمن،قزاق،آذری،ارمنی،هندو و... نیستند بلکه ده ها و صدها قوم در آن زندګی می کنند و هیچ کدام خواستار تغییر نام کشور خود نمی باشند، بلکه انتخابات و با رأی تمام اتباع کشور حکومت تشکیل می شود و همه انسانها در آن از حق برابر برخوردار هستند. چرا عده ای در افغانستان تصور می کنند این مسئله آنقدر مهم و آنقدر هاد و بحرانی است که تمام مشکلات ما از این ناحیه می باشد و در حالت بد و شکننده این مسئله را مطرح می سازند و باعث ایجاد شکاف بیشتر بین مردم می شوند.

آیا حقیقتا این مسئله برای بحران زدایی مطرح می شود یا ایجاد شکاف بین مردم؟ بلفرض نام کشورمان می بود مردمستان در آنصورت آیا تبدیل به امریکا می شدیم؟! بحران و جنګ ختم می شد، دخالت های ایران،هند،پاکستان،روس و امریکا از بین می رفت، مردم سالاری به اوج می رسید و سلاح های اتمی می ساختیم و در مریخ صاحب رستورانت و پایګاه نظامی می شدیم؟ و آیا قدرت جهانی از ما می ساخت؟

یا اینکه این مسئله یاد می شود ،به آن شیوع داده می شود ، افکار را درګیر می کنند و فقط برای افزایش بحران صورت می ګیرد نه برای امر خیر.

کاش به اموزه های اسلام در این موارد توجه بیشتری داشته باشیم. پيغمبر ما عرب است و تمام مسلمانان جهان از هر قوم و زبان به او احترام دارند و ۵ وقت در نماز از او یاد می کنند، به زبان عربی نماز می خوانیم، قرآن کریم ما به زبان عربی نوشته شده است و صحابه کرام نیز عرب بودند، اسلام به ما می آموزد برتری فقط در تقوا ،علم و و اعمال صالح است، نه در رنګ و پوست و نژاد. نژاد پرستی را کار شیطان می داند که خود را برتر از آدم دانست.

ما در طول تاریخ خود هیچګاه شاهد جنګ یک قوم علیه قوم دیګر نبودیم، اینکه یک قوم سالیان طویل علیه قوم دیګر جبهه ګرفته باشد و جنګ های خونین بین اقوام را شاهد باشیم، در حالیکه در افغانستان همه اقوام با یکدیګر برادرګونه زندګی می کنند ،شما وقتی به هلمند می روید هزاره های شیعه را می بینید که حتی در جنګ و نا امنی شدید ولایت هلمند از ارامش نسبی نسبت به پشتونها برخوردارند، در پکتیا شاهد هستید که قوم تاجک در مرکز ولایت زندګی می کند و هیچ ګاه پشتونها با آنان مشکل نداشت، در بلخ و کندوز می بینید که همه اقوام با هم زندګی برادرانه دارند.

و همچنان باید ګفت در جنګ با انګلیس همه اقوام با اتحاد و یکپارچګی از استقلال کشور خود در مقابل تجاوز انګلیس دفاع کردند، در جهاد علیه شوروی در جبهات جهاد همه اقوام باهم متحدانه علیه شوروی جنګیدند و حکومت های وقت کمونست نیز متشکل از افراد وابسته به اقوام مختلف بود نه قوم خاص.

در خیزش مردمی حبیب الله کلکانی علیه امان الله خان همه اقوام خصوصا پشتونها به رهبری حبیب الله کلکانی در مقابل امان الله خان که ارزشهای دینی را زیرپا کرده بود و حساسیت مردم را برانګیخته بود ایستاد شدند و مسئله قوم،زبان و نژاد به هیچ صورت مطرح نبود.

نهضت اسلامی به رهبری جوانان مسلمان که علیه کمونست ها در پوهنتون کابل شکل ګرفت بر اساس عقیده،ارزش های دینی و ملی بود و آنرا حرکت اسلامی و فکری می خوانیم نه حرکت قومی و سمتی.  حتی تمام غرب آنرا حرکت سیاسی می خواند و برای سرکوبی حرکت های اسلامی بعد از شکست شوروی تمام توجه خود را به افغانستان معطوف نمود که مرکز توجه تمام حرکت های اسلامی در جهان اسلام بود.غرب از هر آله استفاده کرد تا ستون فقرات جهاد حزب اسلامی علیه شوروی و نقطه مرکز توجه حرکت های اسلامی آقای حکمتیار ابتدا تضعیف شود و باز بدنام شوند. یکی از این آله ها  این بود که  حرکت های اسلامی  را قوم ګرا نشان دهد.

ادامه دارد....

حبیب الرحمن حکمتیار




24 جوزا 1398

بانظر مقدس شما کهریشه غمیق اسلامی دارند موافق هستم
Reply |

24 جوزا 1398

بنظرم در افغانستان یک پرگرامی پچیده البته خصومانه تفرقه افکنانه ازطرف کشورهای استعماری منطقه و غیر منطقه برای از هم پاشیدن شیراز وحدت ملی کار میکنند
Reply |

24 جوزا 1398

بنظرم در افغانستان یک پرگرامی پچیده البته خصومانه تفرقه افکنانه ازطرف کشورهای استعماری منطقه و غیر منطقه برای از هم پاشیدن شیراز وحدت ملی کار میکنند
Reply |