حبیب الرحمن حکمتیار
Habiburahman Hekmatyar

بیداری ملت در قبال منافع ملی راه حل بحران کشور است. حبیب الرحمن حکمتیار

بازگشت
17 جوزا 1398           
Comment  0


قبل از ملامت کردن جهت های مختلف اندکی بیندیشیم که آیا بیداری ملت می تواند دریچه را بسوی افغانستان نوین باز کند ؟ آیا بیداری ملت در قبال منافع ملی به بحران افغانستان جوابګو نخواهد بود؟ آیا حاکمیت ملی،مبارزه با فساد، حاکمان وابسته،دخالت های بیګانګان،حضور نظامی بیګانګان،تفرقه افکنی،عدم داشتن نظام مردم سالار واقعی و راه رسیدن به نظام مردم سالار سالم ،عدم تعادل در روابط و... جزء منافع ملی حساب می شود یا خیر؟ چرا در قبال این موارد که هر روز به آن صدمه می رسد صدای شخصیت های موثر خاموش است؟ ملت در قبال آن حساس نمی شود تا عکس العمل ها سبب حفظ آن ګردد.

در بعد داخلی عدم بیداری مردم در قبال منافع ملی را می توانیم به شکل زیر تقسیم کنیم، اما بازهم توجه داشته باشیم که عامل اساسی در موارد زیر نیز بعد خارجی آن است.

1-    رهبران منفعت طلب و رهبران محافظه کار وابسته

2-    نخبګان منفعت طلب و نخبګان محافظه کار وابسته

3-    اقتصاد ضعیف

4-    خسته شدن مردم از حاکمان

5-    سطح دانش کم

6-    قدرت ګرفتن مافیا

7-    رسانه های وابسته

 

رهبران و نخبګان که بیشترین مسولیت را در قبال بیداری مردم دارند تا مردم حساس شوند و از منافع ملی خود حفاظت کنند متاسفانه در افغانستان هر دو یا دنبال منافع خود هستند و یا خود را در مقابل نیروهای قدرتمند منطقه و مداخله ګر بسیار ناتوان احساس می کنند و حاضر نیستند در برابر حفظ منافع و بیداری مردم خطر بپذیرند و از سوی هم وابستګی آنان باعث ګشته به این مسائل هیچ توجه نداشته باشند. نخبګان در بدل معاش موقف های رهبران را توجیه می کنند و رهبران در قبال امتیازات در مقابل نیروهای خارجی مداخله ګر سکوت می کنند و از هر دو نیز از نیروهای خارجی ترس دارند، حتی در پوهنتونها استادان بسیار با احتیاط صحبت می کنند که مبادا حرفی به زبان بیاورند که نشان دهنده نظام وابسته و مداخلت های غیر قانونی خارجی ها باشد. کسانی هم که خواهان بیداری ملت هستند از سوی نیروهای داخلی وابسته رهبران،نخبګان و رسانه وابسته و هم از سوی نیروهای خارجی سرزنش می شوند و تبلیغات منفی ګسترده علیه آنان صورت می ګیرد.

مثال برجسته اش  حکمتیار  رهبر حزب اسلامی افغانستان می باشد از برجسته ترین شخصیت های  که با چنین مشکلاتی روبروست. یعنی هم نیروهای وابسته داخلی علیه او تبلیغات راه انداختند و هم نیروهای خارجی مداخله ګر .

اقتصاد ضعیف  مردم افغانستان شرایط مساعد برای  نیروهای خارجی و رهبران وابسته بوجود آورده است تا مردم را به شکل منفی آن وابسته به خود بسازند و از بلند شدن صدای اعتراض جلوګیری کنند. سطح دانش کم نیز اقتصاد ضعیف را همراهی می کند و قدرت ګرفتن مافیا از شکل ګیری حکومت های ملی و پرداختن به مسائل ملی نیز مانع می شود.

 

در دنیای امروزی کشورهای قادر به حفظ فرهنګ خود هستند که رسانه های قوی ملی و سینمای قوی داشته باشند، در غیر آن از فرهنګ بیګانه متاثر خواهند شد. متاسفانه در افغانستان یا تلویزیونهای ما ایرانی هستند،یا هندی،یا ترکی،یا روسیه آنان را حمایت می کند یا امریکا. تلویزیون ملی ما هم به حدی ضعیف است که هیچ بیننده ندارد.و حکومت هم باید در این ارتباط سکوت کند و حق مداخله و اصلاح نداشته باشد. در نتیجه رسانه ها به آسانی می توانند مردم را ګمراه کنند، و فرهنګ های بیګانه و تزریق افکار و تحلیل های بیګانه که حتی خلاف منافع کشور و یکپارچګی داخلی است در آینده می تواند منافع کشورهای منطقه را  در وجود افغانستان بحران زده حفظ کند، بطور مثال ایران خواهان انتقال انرژی آسیای مرکزی از طریق ایران به جهان است، ایران خواهان انتقال انرژی خودش به پاکستان و هند می باشد و مخالف پروژه تاپی است و تمایل دارد بحران در افغانستان تا زمانی ادامه داشته باشد که به این دو هدف خود برسد.و در بخش فرهنګی سرمایه ګذاری می کند تا بحران افغانستان را عمیق تر سازد. بطور مثال نویسندګان و تحلیلګران آنان در نوشته های خود به افغانها در پوهنتونها می آموزند که ظلم و استبداد یک قوم بر دیګر قوم موجود بود،همیشه بین اقوام اختلاف وجود داشت، همدیګر پذیر نبودند و... در حالیکه اصلا چنین نبود و مشکلات از لحاظ قومی در ایران بسیار بیشتر است و ما هیچ کشور تک قومی نداریم و هیچ ګاه یک قوم در مقابل قوم دیګر اعلان جنګ نکرده که در تاریخ شاهد آن باشیم. در حالیکه اصلا نباید از این کتابها در پوهنتونها استفاده شود اما حالت چنین است و ایران با چنین اعمال خود خواهان ایجاد شکاف بین اقوام و دوامدار ساختن بحران افغانستان است تا به منافع اقتصادی خود برسد و از سوی از ایجاد حکومت قوی در همسایګی خود جلوګیری کند.

نیروهای خارجی هم که حضور قوی نظامی در افغانستان دارند و قدرت های که در آینده قدرت امریکا را به چالش می کشاند در این منطقه و در همسایګی افغانستان قرار دارند می خواهند حضور خود را دوامدار بسازند و حاضر هستند هر نوع بحرانی را در افغانستان ایجاد کنند تا از توجه مردم به سوی خود جلوګیری کنند و مردم را مصروف در کارها و بحران های دیګر بسازند.

 

در بعد خارجی عواملی که سبب عدم بیداری ملت افغانستان است را بشکل زیر مطرح سازیم.

1-    صدمه رسیدن به منافع قدرت های خارجی حاضر در افغانستان  و منافع کشورهای همسایه و منطقه با بیداری ملت

2-    استفاده از جغرافیای افغانستان در قبال همدیګر

3-    ترس از شکل ګیری حکومت قوی و به احتمال بیشتر اسلامی در افغانستان