حبیب الرحمن حکمتیار
Habiburahman Hekmatyar

نقش ایران در بی امنیتی کردن کشور از نګاه فرهنګی: حبیب الرحمن حکمتیار

بازگشت
6 ثور 1398           
Comment  0

نقش ایران در بی امنیتی کردن کشور از نګاه فرهنګی:

حبیب الرحمن حکمتیار

متاسفانه کتابهای نوشته شده ایران در بخش های مختلف برای تدریس در پوهنتونهای افغانستان استفاده می شوند، برخی از استادان حتی در مقاله ها و یادداشت های خود به محصلین،  تمام اصطلاحات و لغات ایرانی را که حتی شاید تا حالا در ایران نیز به درستی مروج نشده باشد را به کار می برند و حتی زحمت اینکه به جای این اصطلاحات آنچه در زبان دری استفاده می کنیم را بکار برند را به خود نمی دهند، طیاره را هواپیما می ګویند و به جای محکمه از دادګستری استفاده می کنند و... و متاسفانه در صحبت کردن نیز مراعات نمی کنند، شاید یک شاګرد صنف هشت به آسانی  بتواند لغات و اصطلاحات دری جایګزین آنرا به استاد بیاموزد اما ایشان که دوکتورا دارند از درک آن عاجز هستند.

در برخی از این کتابها به محصلین می آموزند که افغان یعنی پشتون، و اینکه افغانستان از روز تاسیس اش توسط احمدشاه ابدالی و اقتدار پشتونها برای فارسی زبانان قابل قبول نبود!! با آنکه حاکمیت پشتونها را پذیرفته بودند اما از دل ناراض بودند!! زیرا می ګفتند ما تاریخ پنچ هزار ساله داریم و پشتونها ندارند !!! حتی استاد در صنف  به جای افغان می ګوید افغانستانی. و اینکه نفوذ پشتونها در افغانستان زیاد نیست و باید سرشماری دقیق صورت ګیرد!!!

ایران توانسته است در این هجوم فرهنګی موفق باشد، در رسانه های افغانستان نیز حضور پر رنګ دارد و حتی در نصاب درسی پوهنتونها نیز نقش قوی ایفا می کند، اراده ایران از این کار بی ثبات نګهداشتن  افغانستان در آینده است.

قبل از همه باید دانست که ایران غم و اندوه برادران هزاره،تاجک و ازبک را نمی خورد، بدترین وضعیت در ایران با هزاره ها می شود و حتی آنان را به ګونه بسیار زشت و تحقیر آمیز افغانی صدا می زنند.

 قباله تاریخ پنج هزار ساله در جیب کسی نیست و  یا تاریخ پنچ هزاره عقل پنج هزاره به کسی نمی دهد، در افغانستان همه اقوام با همان لباس،همان اخلاق، همان دانش و فهم یکسان زندګی می کنند، ازبک ،تاجک،هزاره و پشتون تفاوت زیادی باهم ندارند، اینکه در یک قوم همګان افلاطون باشند و در دیګری همګان ملا نصرالدین درست نیست،  اګر به بدخشان بروید و یا به خوست بروید مردم را تقریبا یکسان خواهی یافت. امریکا با تاریخ سیصد ساله اش بر دنیا حکومت می کند و از آنانی که ادعای تاریخ و فرهنګ پنج هزار ساله دارند بسیار پیشی ګرفته اند و شاید صدها سال پیشی ګرفته باشند، همچنان امارات متحد عربی در چند دهه ګذشته خود را به مرکز توجه تمام دنیا مبدل ساخت و تاریخ چند هزار ساله و جغرافیای وسیع نیز ندارد اما از هر ګوشه دنیا مردم به آنجا می روند و زندګی می کنند.

همچنان باید دانست که زبانها روز و تاریخ تولد ندارند که ما انسانها سالروز تولد آنرا جشن بګیریم.شاید در زبانی یادداشت های تاریخی به جا مانده باشد و شاید هم از زبانی به جا نمانده باشد و در جنګ ها و مصیبت ها از بین رفته باشد. ما وقتی از روابط بین الملل می خوانیم متاسفانه در تاریخ چند هزاره ساله تمام آسیا هیچ منابع دقیق در چګونګی شکل ګیری روابط بین دول ها را نمی یابیم و تمام توجه مان بسوی اروپا می باشد. نمی دانم این تاریخ پنچ هزار ساله در این مورد چرا سکوت کرده و تمام توجه اش به یاد داشت های یونان،روم و در مجموع به اروپا می باشد.

و اینرا هم باید دانست که مرزها در طول تاریخ بسیار تغییر کرده اند ، کشورهای جدید پدید آمدند و یا کشورهای جزء کشورهای دیګر شدند و اینکه بلاخره مرزها بعد از مدتی شکل ثابت اختیار کردند و نام کشورهای هم تغییر کرد.  جرمنی فقط از آن جرمن ها نیست اما برای همه اتباع آن این نام ارزش است و آنرا نشانه تعصب،ظلم ،استبداد نمی دانند. تاجکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، آذبایجان ،ترکیه،هندوستان، ارمنستان، و... ده ها کشور دیګر اتباعش فقط تاجک،ازبک،ترکمن،قزاق،آذری،ارمنی،هندو و... نیستند بلکه ده ها و صدها قوم در آن زندګی می کنند و هیچ کدام خواستار تغییر نام کشور خود نمی باشند. چرا عده ای در افغانستان تصور می کنند این مسئله آنقدر مهم و آنقدر هاد و بحرانی است که تمام مشکلات ما از این ناحیه می باشد و در حالت بد و شکننده این مسئله را مطرح می سازند و باعث ایجاد شکاف بیشتر بین مردم می شوند.

شاید تمام دولت های دنیا ابله هستند که افغانها را افغان می دانند و فقط عده ای در افغانستان ماورای ذهنیت و عقل تمام را دارا می باشند که افغان را فقط پشتون می دانند.

آیا حقیقتا این مسئله برای بحران زدایی است یا شکاف بین مردم؟ بلفرض نام کشورمان می بود مردمستان در آنصور آیا تبدیل به امریکا می شدیم؟! بحران جنګ ختم می شد، دخالت های ایران،هند،پاکستان،روس و امریکا از بین می رفت، مردم سالاری به اوج می رسید و سلاح های اتمی می ساختیم و در مریخ صاحب رستورانت و پایګاه نظامی می شدیم؟ و آیا قدرت جهانی از ما می ساخت؟

یا اینکه این مسئله فقط برای افزایش بحران صورت می ګیرد.