حبیب الرحمن حکمتیار
Habiburahman Hekmatyar

آیا تعادل در روابط می تواند افغانستان را از بحران کنونی بیرون کشد آیا در ایجاد تعادل در دهه های ګذشته کامیاب بودیم؟! و آیا کدام حزب سیاسی در افغانستان چنین موقفی داشت؟

بازگشت
5 ثور 1398           
Comment  0
شوروی تلاش نمود تا حکومت دلخواه خود را در افغانستان داشته باشد، پس از مدتی حکومت دلخواهش از آنان خواست تا حضور نظامی در افغانستان داشته باشند، مقاومت مجاهدین افغانستان در برابر اشغال روس از سوی کشورهای مخالف شوروی حمایت شد،در پایان اشغال افغانستان دو طرف امریکا و روسیه حاضر نبودند افغانستان را به حال خود بګذارند ، امریکا می خواست حکومتی به اقتدار برسد تا روابط نزدیک با آنان داشته باشد و امریکا را در مقابل ورس ترجیح دهد.روسیه هم تمایل نداشت افغانستان را به ګونه رها کند تا حکومت آن تمایلی به آنان نداشته باشد. تصمیم بر این شد تا حکومت مدغم از مجاهدین و کمونست ها را بوجود آورند و مانع انتخابات شوند. شما شاید امروز می شنوید که آزادی بیان داریم، حکومت برخواسته از رأی مردم داریم، حق انتخاب و انتخاب شدن به ما داده شده است اما حقیقت برای ما افغانها چنین نیست، آزادی بیان ما نیز در بین خط سرخ های که نمی بینیم محاصره شده است، شما هر شب در کشورتان جان ده ها انسان بی ګناه ګرفته می شود اما هیچ نمی شنوید؟ اهمیت نمی دهید. حساسیت شما بر انګیخته نمی شود و می دانید که در مسائل امنیتی سازی به دلیل اینکه این موارد به زیان حضور امریکا است پس جلوی فضای که حساسیت را بوجود آورد ګرفته می شود تا منافع آنان ضرر نبینند پس این آزادی نیست که به آن فخر می کنید و آنرا دست آورد می دانید ، آزادی که جان انسانها در آن ګرفته می شود و هیچ سمتی عکس العمل نشان نمی دهد.
حزب اسلامی افغانستان که برای حفظ تعادل روابط بین قدرت های بزرګ به هیچ کدام تمایل نشان نداد و خواهان بی طرفی کشور افغانستان بود همین باعث شد هر دو قدرت در تخریب آن کوشا باشند، وقتی یک حرکت سیاسی در داخل کشور خویش بدون اینکه هیچ دخالتی در امور کشور دیګران داشته باشد و همیشه خواهان انتخابات بود، حتی زمانیکه تمام احزاب دیګر مخالف با انتخابات بودند و حکومت های نامشروع ائتلافی یا با شورای حل و عقد بوجود می آوردند که در هیچ معیاری در دنیای امروزی قابل پذیرش نیست در همان شرایط نیز حزب اسلامی را ملامت می کردند  پس با توجه به این شرایط ما حق انتخاب نداریم و برما تحمیل می شود و حرکت های که خواهان تعادل در روابط هستند به خصوص در قبال کشورهای قدرتمند در چند دهه ګذشته همیشه از بیرون سرکوب شدند و کوشش می شود حق انتخاب را نیز همین قدرت ها برای ما مشخص سازند.
پس از جنګ جهانی دوم بین بلوک شرق و غرب جنګ سرد رخ داد،آنان مستقیم با هم برخورد نمی کردند اما جنګ تبلیغاتی را علیه هم به راه انداختند و در کنار جنګ تبلیغاتی جنګ ایدئولوژی را پیش می بردند، در تمام کشورها رسانه ها و رادیو ها داشتند و علیه هم تبلیغات می کردند حزب اسلامی در چنین شرایطی مورد هدف جدی این رسانه ها قرار ګرفت بی بی سی و رادیو مسکو نقش مهم و اساسی در این راستا ایفا می کردند
برای انان قابل پذیرش نبود که چطور یک حرکت مردمی در کشوری با حضور آنان مخالفت می کند و تعادل در روابط را به آنان توصیه می کند و علیه دخالت های آنان موقف ګیری می کند
در رابطه به حکمتیار هیچ طرفی تبلیغات مثبت انجام نمی داد زیرا او خواهان عدم مداخلت هر دو سمت بود. حتی محصلین حزب اسلامی در برنامه های که سفیر امریکا در پیشاور روی دست می ګرفتند در مقابل آنان تظاهرات می کرد و عدم ملاقات حکمتیار با ریګان رئیس جمهور امریکا این بود تا به هردو تفهیم کند که افغانستان ثبات اش در حفظ تعادل است.
تنها رهبر حزب اسلامی بود که در جنګ فکری سهم می ګرفت، نوشته های زیادی از ایشانرا می توانید مطالعه کنید، رهبری احزاب دیګر متاسفانه در این بخش بسیار ضعیف بودند یا هیچ امتیازی نداشتند

موقف ګیری وزارت خارجه افغانستان به سرپرستی صلاح الدین ربانی در قبال کوریای شمالی و موقف ګیری جناب کرزی در زمان ریاست جمهوری خویش در قبال مشکلات روس و امریکا و حمایت ایشان از روس مواردی هستند که تعجب انسان را می انګیزد، یا قرارداد ستراتیژیک با هند و از شهر هند و از تلویزیون آنان پاکستان را اخطار دادن توسط جناب اشرف غنی از موارد است که ناسنجیده بوده و قربانی بیشتر جنګ خواهیم شد. جنګی که هر روز جان ده ها افغان بی ګناه را می ګیرد و با موقف ګیری های ناسنجیده جنګ های نیابتی را بیشتر داغتر می سازیم.
تا بسوی تعادل در روابط خود پیش نرویم مشکل است بحران کشورمان حل شود.
حبیب الرحمن حکمتیار