حبیب الرحمن حکمتیار
Habiburahman Hekmatyar

حقيقت نفاق از ديدگاه قرآن تفسير سوره المنافقون: حكمتيار

بازگشت
11 حوت 1397           
Comment  1

قرآن؛ اين مشعل تابنده و فروزان هدايت، آنگاه كه در مورد "انسان" به بحث مى پردازد؛ چهار نمونه "سيرت انسانى" را ترسيم نموده، جلو مخاطب خود قرار مى دهد:

مؤمن: كسيكه به خدا ايمان دارد، از پيامبرش اطاعت مى كند، به آخرت و بعثت مجدد باور دارد، ايمان به خدا و آخرت و اطاعت از پيامبر باعث شده تا عملش صالح بوده، به شايستگى ها دعوت كند و از زشتى ها مانع شود، مدافع حق و حقيقت بوده، با ظلم و ظالم مى جنگد و از مظلوم دفاع مى كند. در سيماى جالب و جذاب اين الگوى صدق و راستى و مظهر پاكى و پاكدامنى، تمامى صفات كمال انسانى را به نمايش مى گذارد و نشان مى دهد كه اينها هدفمند اند، روح آرام دارند و قلب مطمئن، ايمان شان راسخ و خلل ناپذير است، همه چيز اين هستى را مخلوق خالق واحد و يگانه مى خوانند، در حركت شان بسوى خداى واحد، همه چيز را همسو و همگام با خود مى بينند.

كافر: كسيكه نه به خدا ايمان دارد و نه به آخرت و حساب و كتاب آن و مكافات و مجازات اعمال در آن، با پيامبران و دعوتگران حق و عدالت به مخالفت مى پردازد، يا بنده بنده است و يا بنده هوى و هوس خود، در سيماى مذموم و زننده اين مدافع باطل و دشمن حق و حقيقت كسى را به نمايش مى گذارد كه گناه، عصيان، بدكارى، ظلم، بى عدالتى، تجاوز به حقوق ديگران، انكار از فضايل و مكارم انسانى، رغبت به زشتى ها، هرزگى ها و بيهودگى ها از مشخصات آن است.

مشرك: كسيكه در باورها و عملكردهايش مرتكب "شرك" و "اختلاط" شده، ايمان و كفر را با هم آميخته است، ادعاى ايمان به خدا دارد ولى در "عبادت" و "استعانت" شريكانى براى خدا قرار داده، ادعا مى كند كه به كتب الهى باور دارد ولى در عمل گاهى از اين دين پيروى مى كند و گاهى از آن.

منافق: كسيكه دچار تذبذب است، ميان دو گروه مؤمن و كافر در حالت تردد و تذبذب قرار دارد، گاهى به اين گروه مى پيوندد و گاهى به آن ديگر، زمانى به يكى پيام دوستى مى فرستد و زمانى به آن ديگر، نه با اين صادقانه مى ايستد و نه با آن، بنده اغراض خود است، براى نيل به آن گاهى كنار آمدن با اين را مفيد مى يابد و گاهى پيوستن به آن ديگر را، نه از لحاظ فكرى و اعتقادى موضع ثابت دارد و نه از ناحيه عملى، نه خط فكرى مشخصى را دنبال مى كند و نه شخصيت اخلاقى و عملى اش داراى عنصر ثابت و مشخص است.

تصور نكنيد كه اين تقسيم بندى ها مختص به دوره صدر اسلام و زمان نزول قرآن بوده، به گذشته ها تعلق دارد و مصداق عملى آن، تنها در همان دوره و در اثناى نزول قرآن موجود بوده و اكنون وجود خارجى ندارد. حقيقت اين است كه اين نمونه ها همواره وجود خواهند داشت و اين دسته بندى ها همواره تكرار خواهد شد، همواره جبهه "ايمان" و "كفر" را در برابر يكديگر خواهيد يافت و جبه "شرك" و "نفاق" را در كنار آنها.

قرآن طى آيات مفصل و روشنگر خود، مشخصات و مميزات هر گروه را بطور دقيق و مشرح ارزيابى نموده و عواملى را كه اين مشخصات از آن مايه مى گيرد، با كمال دقت و روشنى بيان كرده است، آنجا كه مقتضيات "ايمان" را يكايك نشاندهى مى كند، مشخصات "كفر" و "شرك" و علايم "نفاق" را بيان مى كند، مواقف و موضعگيرى هاى هر گروه، در اوضاع و شرائط گوناگون و در برابر قضاياى مختلف زندگى را به بررسي مى گيرد، نشان مى دهد كه انگيزه هر يكى در اتخاذ اين مواضع چيست و چه اهداف و اغراضى را از اين موضعگيرى ها مطمح نظر دارد؟ چگونه از عقايد و نظرات شان به دفاع مى پردازند، مستمسك شان چيست و استدلال شان چگونه؟ قضاوت شان در باره حوادث خوب و بد، پيروزيها و شكست ها، از چه قرار است؟ چه معيارهايى را بكار مى برند؟ به چه كسى به ديده پيروز و كامگار مى نگرند و چه كسي را ناكام و نامراد مى خوانند؟ قرآن هر چند در باره تمامى اين گروها بحثهاى تفصيلى و مشرح دارد، ولى اهتمام بيشترى به معرفى دقيق منافقين مبذول داشته است، به چند دليل:

·         گروه منافق دشمن داخليست، خطر و ضررش بيش از دشمن بيرونيست. نه تنها سنگر ها را از درون تضعيف و تخريب مى كند و باعث سقوط آن به نفع دشمن مى شود، بلكه عدم شناسايى دقيق آنان باعث سرايت اين بيمارى مهلك و خطرناك به ديگران مى گردد.

عملكردهاى اين گروه؛ چهره ايمان و مؤمنان را نزد مخاطبين دعوت مخدوش و مغشوش ساخته، شكوك و شبهات آنان را برمى انگيزد و پيوستن شان را به صفوف مؤمنان به تعويق مى اندازد.

ظاهر فريبنده اين گروه اكثراً مانع آن مى شود تا تصميم مناسب و شايسته اى غرض جلوگيرى از خطر آنان اتخاذ گردد، عده اى از مسلمانان خوش باور را با چرب دستى و چرب زبانى مى فريبند، به دفاع از خود و مواضع خود وامى دارند، باعث اختلاف مى شوند، زعامت نهضت را به مسامحه در برابر آنان و چشم پوشى و اغماض از عملكردهاى مضر آنان وادار مى سازد.




دانلود / Download

ظفر

13 حوت 1397


Reply |